![]() |
![]() |
|
|
دم درجای دروغ گفتن نبود هدیه های نامساوی تقسیم می شدند گوشی به اعتبارش کوتاه نمی آید به دیوارهرپریزی پرچ می شود غلط های گیرنده خط می خورند وصداهاهمیشه ازجیب می آیند .لطفابامن تماس بگیرید. گوشی تنگ می شنید و مهربانترنبود هرطرحی ثبت نام می کرد خط برمی داشت آنتن خرد شد شماره می پاشیدسیم کارت پیامک می نوشت وجدائی های همراه اولش دائمی شد.
تماس با شما برخورد جدیدی با گرایش های مضمونی-تصویری به همراه داشت،البته نه از نوع تلفن همراه!
شاعر بزرگوار ! از ترکیب ها و کلماتی استفاده کرده اید که تا بحال نشنیده بودم از هیچ شاعری .و مضمون بکر شما در نوع خودش بی نظیر بود .
شعر شما لحظاتی زیبا و نکته هایی در خور توجه را با خود دارد.به این طبع لطیف و موزون آفرین می گویم.باز هم منتظرم صد البته.
شعر خوبی است عناصر عینی و دم دستی را خوب بکار گرفته ای و در زنجیره ی نحوی نشانده ای همان چیزی که عبدالقاهر جرجانی (گرگانی) ناقد بزرگ قرن پنجم و مأخذ و خط دهنده ی ویتگنشتاین و ریچاردز به آن - برهان نظم- می گوید .بر قرار باشید ممنون از شعرت لذت بردم . خیلی وقت است خبری از شما نیست. در ضمن فکر نمی کنی کمی رو حرف می زنی؟ شعریت زبانت کجا می رود وقتی می گویی" شماره می پاشیدسیم کارت پیامک می نوشت و ..."؟
جای" s/m/s" خالی بود وقتی که "اسیر مرگی اثیری" بودم وقتی همه راه ها در اشغال دیگران بودند و بوق های ممتد نشان از گرفتاری داشت دیگر هیچ خطی آزاد نیست و کدهای عبور مخصوص مشترکین خاص است تینا خانوم ، خوشت میآد که آدمارو سر کار میذاری . میگم اونوقتا که تو کوه بودی و شهری نشده بودی برا فرستادن پیغام چیکار می کردی .حتماً بی سیم داشتی . خداییش جالب بود . جون میده برا " موبایل و پست مدرنیسم " اعتبارم تموم شد. "شارژ خوب کارتی چند ؟" سلام
در اين شعر خطوط روايت در مسير هست يافته اي توزيع و معنا شده اند كه اين ها همه پيامد عصر ارتباط و همراه شدن با پيام نويسي در يك مدار معتبر/ متغير است. تفاوت در وجه ارتباطي انسان ها... اساسا فن محوري در دنياي رسانه ها... احساسات بشري را لگد مال مي كنند و معدل فكري مي سازند. یا علی کار زحمت برده و از اب در امده ای خواندم اینجا نگاهت به زبان و داده های پیرامون نو و تازه ات و دیگر اینکه این کار نشان می دهد تینا در حالی که به سادگی زبان چشمی به کنش زبانی نیز چشم دیگر دارد
تمایل شعر به اجرای پتانسیل زبانی در متن بیشتر به چشم می اید ولی آن رگه ی طنزی که در کار وجود دارد نیازمند پررنگ تر شدن است همچنین عاطفه ایی که در شعر وجود دارد . به این خاطر که این هرج و مرج وبی نظمی را در زبان شعرت منظم کرده ای تبریک میگم . کار کردن روی زبان شعر شاید اساسی ترین راه باشه برای رسیدن به سعر به معنای حقیقی کلمه
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 23:38 توسط تینا پیرسرایی |
|
||||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 دی 1385 مهر 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|