مکالمات راه دور حوزه تنفس من اند.
جغرافیایم درخت سالمندیست که درگردش گوسفندیم به چرا می رود.
لرزش هرصدایی به گله می زندم.
آرامبخشم به تولید انبوه نرسید در دنیایی که متروک آفریده شدم
و کسی که شبیهم نیست
در لحظات شیرین جویدنت
برایم اُپرایی از بوی پهن اجرا می کند.
خوابم در داروخانه های جوشان فراری شده.
آبم
که ازپاروهای شکسته ام خراش برمی داری و پرستارت؛
.نمی شود.
دیر آمدی به چریدنم
تنهادرآب های آزاد است
که گله هایم آنتن می دهند
که اقیانوس این نی های آلوده ام.
بگذار شناگرانم دراعماق کرشوند
حالم برایت بد شود
جلیقه های نجاتش رابپوشد شکّم
ودرپایه ها کلاس اولم کند
تا تکلیف مشق هایم را روشن کنم.
ابوالفضل پاشا
خواندم و لذت بردم.به ویژه شجاعت شما در خور تامل است.
فریبا فیاضی
خوشم اومد از این شعر و نوع برخوردت با کلمه و همچنین نوع بیانت.
دوست دارم کارهایی از شاعره هایی بخونم که دغدغه ی برخورد و مقابله با زبان را دارند. زور زدن نبود کارت.
روژان
این گره زدن خودت به اسطوره ها عجیب به دلم نشست...تنها چیزی که کمی مرا آزرد ضعف زبانی بود که مطمئنم حل می شود...نوشتن اینگونه شعر از یک طرف اطلاعات زیادی می خواهد و از طرف دیگر آگاهی از اینکه کجای باید استفاده شود...
لذت بردم...فقط کمی روی زبانش کار کن...
حسین مکی زاده
و این "به ویژه شجاعتت" که درخور تامل است جنون بیشتری می طلبد و عینیتی که دنیایت را دیدنی تر کند... شاید... می پندارم...
باران سپید
ما گوسفندهای مجهزی بودیم
با همین موضوع بسیار شاعرانه تر از اثر ، تمام کار لو رفت!
مونولوگی که در حال توصیف یک موقعیت است. سطرها متوالیا در خدمت معنا هستند و مسلما با پرداخت زبان اثر می توانستید در سطرها قوت بیشتری ایجاد کنید.
البته ناگفته نماند که من رویاروئی شما را با اتفاقات شعری بسیار اندیشمندانه و خلاقانه می بینم.
رجب بذرافشان
ساده و عمیق می گویی حس و حال همین اطراف را
تکلیف مشق هایم را روشن کنم
احسان مهدیان
کار خوبیه و البته قرار هم نیست جوری بنویسیم که موردنظرهمگان باشد .
معتقدم در این کار با توجه به نشانه هایی که هست رویکرد به سمت ارجاعات بیرونی بیشتر است مثلا در باره آب های آزاد و ... مکالمات راه دور و ... امثال این ها کارکرد های گذشته پررنگی دارند که همچنان در این متن با همان خصوصیات خوانده می شوند .
سویه های اثر را که سعی شد متنوع تر و با نوعی اندیشگی همراه باشد برایم جالب بود
اسماعیل مهران فر
مشخصه ای که این کار را منجر به معنا می کند بیشتر از همه برخوردی است که به فرم می انجامد . فرمی که دارد سویه های شعر را سویه ای سطر محور تلقی می کند و انسجام از خط روایی می گیرد معنا را در ارجاعات بیرونی اش به چالش کشیده و این امر نمی گذارد که در خوانش اولیه ی متن به ساختاری منسجم از معنای در ذهن پرورده برسیم . همانطور که مظفری هم گفت روی زبان شعر بیشتر باید انرژی گذاشت و بسامد بسیار بالایی می شود از این خطوط گرفت تا نظام دال و مدلولی منسجم و روایتی چندگانه و متکثر را شاهد باشیم .
ابوالفضل حسنی
این یک ظرفیته تینا! حالا تو باید بتونی این ظر فیت رو بپرورانی انجا ها که اشنا می زند را دوباره نویسی کنی انقدر تا مال خودت شود و انجا هم که ضعف تا لیف دارد را به پختگی بیشتر برسانی :این را پای پویایی می خواهد بپو!
مهدی اکبری فر (بدون دال)
زیبا بود البته عنوان شعر در من ذهنیت دیگه ی ایجاد کرده بود . بویژه مناسبات نویی که در شعر ساختید برام جذاب هستن .
کوروش همه خانی
شروع شعر و پایان بندی بسیار درخشان بود.اما اجرا ی زبانی که مختص خود شماست کمی احتیاج به پختگی دارد.
مکالمات راه دور حوزه تنفس من اند.
................
..................
................
بگذار شناگرانم دراعماق کرشوند
حالم برایت بد شود
جلیقه های نجاتش رابپوشد شکّم
ودرپایه ها کلاس اولم کند
تا تکلیف مشق هایم را روشن کنم.
با خط 7 زیاد موافق نیستم .اما شعرت نوید بخش است انگار یک تنه به آب و آتش زده ای.منتظر کارهای بعدی شما هستم.
کیوان اصلاح پذیر
آبم که از پاروهای شکسته ام خراش برمی داری و پرستارت نمی شوم .
هم آب م هم پارو پس خراش پاروی شکسته بر تن چه کسی ردی گذاشته است و پرستار چه کسی نمی شوی . نکته ی شعر شاید همین است . در سطرهای بالا هم دو شخص در من هستند : کسی که شبیهم نیست ، در جایی گوسفندم در جایی چرا میشوم ، و بیشتر ند آن ها که در من شنا گرند .
| هوشنگ حبیبی |
|
همیشه از شعرهایی از این دست لذت برده ام شعرهایی که تاویل های متعددی به روی مخاطب می گشایند . به من مخاطب این حق داده شده که در سرودن باشاعر سهم باشم وهمین مرا به خواندن دوباره و سه باره وا می دارد
| یکدیگری |
نحوه ي برخوردِ شما در بكارگيري فضاهاي غير همجنس و تلفيق آنها در متن براي ايجاد ارتباط تصويري يا كلامي قابل توجه و تحسين مي باشد اما چيزي كه در كليت اين متن بيشتر خودنمايي مي كند مكتوم ماندن اين توانايي ها بدليل نوع انتخاب مضمون و استفاده از آنها در بياني تك صدايي است يعني مولف در حكم راوي بصورتي احاطه گر سطور را دراختيار گرفته و هدايت مي كند و در مقاطعي اجازه ي تنفس را به خواننده نمي دهد ، مي توان با استفاده از ايجاد ايستگاه هاي تنفسي با عوض كردن فضاهاي گسسته اما مرتبط در آثاري از اين دست كه در آنها شيب تند شبه روايت بوجود مي آيد خواننده را از كسالت خارج كرد و اجازه ي تاويل بيشتر از گلايه هاي شخصي را براي او محفوظ نگاه داشت. تاكيد مي كنم برجستگي در استفاده از عناصر در دايره ي واژگاني نسبتن متنوع در اثر نشان دهنده ي اين است كه به يقين مي توان در ساير آثار شما بهره برداري مناسب تري از آنها را يافت.
|
|