![]() |
![]() |
|
|
شیطان کوه من شیطان نرفت شاید دوست نداشت پرت شوم. تنهایی فقط اینجاست چون هیچ فرشته ای پشت این کوه نمی آید. لیلیهرچه تمیز فریاد بزنم پژواک دوستت نمی دارم نمی رسد . باور کن درد دارد احمق دروغم باشم. به شکلی وسیع بستری شده ام. جوری که چشم نفهمد ؛ جار میزنم. باران که بند بیاید در آسمانی جدید می دانم به تو فکر می کنم. راستی لیلی همه عشق و عکس ها جاماند . . . ولی تله کابین که پیش تو نمی آید!؟ آبان/86 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 10:25 توسط تینا پیرسرایی |
|
|
نفرتی نیست
ولی آنقدر به تو فکر نکرده ام
که باور کنم بودی. و تو را نمی شناسم
می توانم این را فریاد بزنم. احساس می کنم
برای بهتر نفس کشیدن
چیزی جز اندام انسانی ام می خواهم
چیزی
جز زن وارگی ام
جز دوستت دارم.
مهر ۸۶
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 8:49 توسط تینا پیرسرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 دی 1385 مهر 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|